آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 17 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

عکسهای آتلیه

این عکسها مربوط به اواخر اردیبهشت است ولی خوب کمی تا زیاد عمو مهدی بدقولی کرد و حدود یک ماهی هم مامان خانمی در نتیجه ....   ...
9 آذر 1393

تولد چهارسالگی در کودکستان

27 مهر یک تولد کوچولو تو کودکستان برا آیلا خانمی گرفتیم که با همکاری خاله حسنا جون که از راه دور برا تولد خانمی اومده بود. ممنون خاله حسنا جونم و آیلا چقدر خوشحال بود اما امان از دست مامان پر مشغله تقریبا بعد یک ماهه داره عکسها رو می ذاره اون هم نه همه عکسها کیک مامان پز آیلا و خاله حسنا جون مهربونش   آیلا و همکلاسی هاش چون من اجازه نداشتم عکس خانم معلمشون رو بگذارم  پروانه ها رو صورت خوشگلشون نشوندم آیلا و دو تا دختر گل که فکر کنم دخمل ناز دست راستی عسل باشه ولی دومی دخملی رو نمی دونم همه رو باید از آیلا بپرسم و بنویسم عزیز دل مامان و ...
22 آبان 1393

49 ماهگی

فرشته زمینیم ، بوی ناب زندگی ، شیطونکم  ، آیلایم      ماهگیت مبارک                                                                                            &n...
18 آبان 1393

عروسی صبا جون

دقیقا روز تولد آیلایی ما دعوت به عروسی صبا جون بودیم و به همین خاطر تولد خانمی با چند روز تاخیر برگزار شد و تو عروسی به آیلا خیلی خوش گذشت تازه بعد تمام شدن مراسم هیجانات خانمی گل کرده بود و شروع به رقصیدن کرد و در برنامه شام هم با یک دختر خانم خیلی با ادب و ناز به نام ال آی آشنا شد . تازه چند روز بعد چنان رقص عروس خانم رو به اجرا می ذاشت که دهن همه ما باز مونده بود حتی طرز گرفتن دامنش در حال نوشابه خوری فکر کنم شاید اولین بار بود که خانمی درخواست کرده بود و دادا هم داده بود . چون کولر روشن بود و هوا کمی خنک خانمی کت تنش کردیم در حال خوردن سالاد یونانی که بسی خوشمز...
6 آبان 1393

دخملی و نی نیش

یک روز عصر پنجشنبه پاییزی  با بابایی تصمیم گرفتیم بریم به کندوان و آب معدنی بیاریم و خانمی هم خودش این شکلی آماده شد (دخملی عاشق شال و روسری هست ) و به طرف کندوان راه افتادیم ایشون نازنین کوچولو نوه بنده در بغل آیلایی   چه با دقت به اطراف هم نگاه می کنه چه پتو رو هم تا صورت نازنین کشیده کم کم خوابش گرفته و نازنین به حال خودش رها شده   ...
6 آبان 1393

تولد تولد تولدت مبارک

آیلایم ، عزیزترینم ، گل زندگیمان تولد سالگیت مبارک انگار همین دیروز بود که با شک و تردید که آیلا واقعا چند روز زودتر باید فندق کوچولوی ما زمینی بشه یا نه و بالاخره با صلاحدید خانم دکتر مهربون ، خانم کوچولوی ما 18 مهر 89 مصادف با 10/10/10 ساعت 8:45 صبح ، پاهای کوچولوش رو به زمین خاکی گذاشت و گاه و بی گاه داستان تولدش رو به درخواست خودش با آب و تاب تمام براش تعریف می کنم و چقدر هم لذت می بره . گل زیبایم  ان شا اله که آینده ای روشن همراه با سلامتی ،  کامیابی و موفقیتهای روز افزون داشته باشی.   دوستدار و یار همیشگی تو عزیزترین مامان و بابا    سپاس ...
19 مهر 1393